شعر بچه افریقایی



این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005شده

 

توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره.

 

*****************

 

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم

وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم

وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم

و تو، آدم سفید

وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی

وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای

وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی

و وقتی می میری، خاکستری ای

و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

بیوگرافی

محسن یگانه در« ۲۳اردیبهشت سال۱۳۶۴»در شهر گنبد کاووس متولد شد.دانشجوی رشته مهندسی صنایع گرایش تولید صنعتی،اما بعد از گذراندن شش ترم به علت مشغولیت زیاد در دنیای موسیقی از ...


 ادامه تحصیل منصرف شد.او در ابتدا هیچ گونه علاقه ای به موسیقی نداشت و فقط به بصورت تفریحی به آن نگاه می کردبه گفته خودش از کودکی علاقمند به بازیگری و مطرح شدن در دنیای سینما بود.ولی بنا به شرایط خاص فرهنگی و خانوادگی تا به امروز چنین موقعیتی را پیدا نکرد.اما برحسب استعداد ذاتی و خدادادی در رشته موسیقی ذوق و سلیقه خاصی داشت، میل به موسیقی و یک شنونده خوب بودن را بر حسب اتفاق با شنیدن یکی از قطعات بی کلام آلبوم بهارمن«گل گندم از شادمهرعقیلی» بدست آورد که حس عجیبی نسبت به موسیقی روز« پاپ» پیدا کرد و با علاقه دو چندانی که در وی بوجود آمده بود به فراگیری ساز گیتار پرداخت.نواختن را با تکیه بر خود و بدون استاد شروع کرد،اما درهمان ابتدای کاربا مشکلات عدیده ای رو به رو شد.مخالفت خانواده بر حسب شرایط خانوادگی«محسن یگانه فرزند شهید می باشد»باعث شده بود فرصتی برای آموزش ساز گیتار زیر نظر اساتید مختلف را پیدا نکند،ولی این مانع کار نشد ومحسن یگانه با ذوق و علاقه و پشتکارعجیبی به نواختن گیتار ادامه داد تا جایی که در نوازندگی به حدی رسید که بتواند خود این ساز را آموزش دهد. در این میان تنها به ساز گیتار اکتفا نکرد و به سمت کیبورد و پیانو و فراگیری مهارت های فنی و موسیقی الکترونیک نیز روی آورد که به گفته خود یگانه به موفقیت های وی بعد ازعرصه خوانندگی،نوازندگی و ترانه سرایی می توان اضافه کرد. با این وجود شناخت بسیار خوبی از موسیقی الکترونیک بدست آورد اما با توجه به اینکه در این مورد آنچنان با فضای موسیقیایی قطعاتی که محسن یگانه به بازار عرضه کرده و مردم از او توفع دارند مطابقت ندارد به همین دلیل فقط برای ارضای روحی خودش به موسیقی الکترونیک می پردازد وکمتر از آن درقطعاتش استفاده می کند.درآخر به گفته محسن یگانه آرزویم موفق شدن دربازار الکترونیک دنیاست

 از زبان خودش

از اول در دوران بچگی تو فعالیت های فرهنگی و هنری زود موفق می شدم
تا اوایل دوران دبیرستان آدم موفقی بودم…

همه چی خوب بود تا شروع دبیرستان !
به خاطر ماموریت های مادرم چون استاد دانشگاه بود مجبور به سفر اراک شدم
افت شدید درسی داشتم ! بعد از اراک به شهر خودم برگشتم
بعد از یک سال به تهران آمدم و حدود ۱۰ ماه بم و یک سال ساری بعد در تهران دانشگاه قبول شدم و در تهران ماندگار شدم
بعد از فیلم پر پرواز در دوران دبیرستان تازه تفاوت بین سازها رو فهمیدم
من افتخار می کنم که خیلی دیر شروع کردم ولی موفق شدم و از کارای حرفه ای موزیک برمیام !
از اون موقع یک گیتار خریدم و شروع کردم به تمرین به صورت تجربی، بله تجربی ! چون خانواده ام زیاد علاقه ای نداشتند که موزیک به درسم ترجیح بدم چون مجبور بودم افت تحصیلی را جبران کنم، سخت درگیر درس شدم و وارد دانشگاه تهران در رشته مهندسی صنایع شدم
از همان لحظه ای که وارد دانشگاه شدم شروع به فعالیت های جدی در موسیقی نمودم و سریع کارامو ضبط کردم و اکثر کارای من از لحاظ حرفه ای ضعیف ولی از لحاظ احساسی قوی بودن !
( اردیبهشتی بودنم باید یه جایی به دردم بخوره دیگه )

حافظا

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند                          گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم  ستر  عفاف   ملکوت                           با من راه نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید                            قرعه کار  به  نام  من  دیوانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذربنه                      چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

شکر آنرا که میان من و او صلح افتاد                       صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

آتش این نیست که از شعله او خنددشمع             آتش آنست  که  بر  خرمن  پروانه  زدند

 

 

مناجات

                                               الهی

الهی.عبدال...عمر بکاست اماعذر نخواست.

الهی. ترسانم از بدی خود.بیامرز مرا به خوبی خود.

الهی در دل های ما جز تخم محبت خود مکار و بر تن و جان های ما جز الطاف

ومرحمت خود منگار وبر کشته های ما جز باران رحمت خودمبار.

                                                                        خواجه ابدال...انصاری

 

یادش بخیر.

آقا من یک دوست داشتم و البته دارم (بهزاد امینیان)این همیشه می گفت آدم برای نمره نباید در س بخونه

بلکه باید برای خودش درس بخونه .البته خودسش از نفرات برتر منطقه بود و همیشه ما رو هم

خیلی کمک می کرد. دلم براش تنگ شده.

گفتم نزدیک مهره یک چیزیی گفته باشم.

پادمه

می رویید.در جنگل خاموشی رویا بود.

شبنم ها بر جا بود.

در ها باز .چشم تماشا باز. چم تماشا تر و خدا در هر...آیا بود؟

خورشیدی در هر مشت

کبام نگه بالا بود

می بویید.گل وا بود؟ بوییدن بی ما بود .زیبا بود.

تنهایی تنها بود.

نایدا پیدا بود.

(او) آنجا.آنجا بود.

محراب

تهی بود و نسیمی.

سیاهی بود و ستاره ای

هستی بود و زمزمه ای.

لب بود و نیایشی.

(من) بود و (تو) یی:

نماز و محرابی.