تابستون کوتاهه

            خب بالاخره جنگ خرداد ماه برای دانش آموزان به سر رسید .هر کس برای خودش برنامه ای داره که

خودمون هم می دونیم که نصفش رو هم انجام بده نیستیم  .اگر کارنامه ها رو هم بدن که دیگه تحریم هم میشیم

و شاید کارزی هم نکنیم .از ۸تیر هم که کلاس های زندان(مدرسه)شروع میشه و دیگه خدا حافظ خواب شب های

روشن.تو دبیرستان ما که هر کی پارتی داشته باشه یا سفارش شده باشه جاش امنه و ما هایی که کسی رو نداریم

دوباره باید  یک سری معلم.....تحمل کنیم .ماه رمضان هم که درست تو ناف تابستونه و خدا خودش کمک کنه.......

ولی باید از فرصت هامون استفاده کنیم  و حسرت نخوریم ولی تا می خواهیم استفاده کنیم ...............................

سلام مهر !سلام ماه خوشبختی(آدم خالی بند) و به این نکته میرسیم :تابستون کوتاهه

فوانین خنده دار جهان

 

1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

3. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلی سریال ممنوع بود.

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.

17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.

18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.

19. در 24 ایالت آمریکا صغف حنسی عامل اصلی طلاق است.

20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.

بیوگرافی

محسن یگانه در« ۲۳اردیبهشت سال۱۳۶۴»در شهر گنبد کاووس متولد شد.دانشجوی رشته مهندسی صنایع گرایش تولید صنعتی،اما بعد از گذراندن شش ترم به علت مشغولیت زیاد در دنیای موسیقی از ...


 ادامه تحصیل منصرف شد.او در ابتدا هیچ گونه علاقه ای به موسیقی نداشت و فقط به بصورت تفریحی به آن نگاه می کردبه گفته خودش از کودکی علاقمند به بازیگری و مطرح شدن در دنیای سینما بود.ولی بنا به شرایط خاص فرهنگی و خانوادگی تا به امروز چنین موقعیتی را پیدا نکرد.اما برحسب استعداد ذاتی و خدادادی در رشته موسیقی ذوق و سلیقه خاصی داشت، میل به موسیقی و یک شنونده خوب بودن را بر حسب اتفاق با شنیدن یکی از قطعات بی کلام آلبوم بهارمن«گل گندم از شادمهرعقیلی» بدست آورد که حس عجیبی نسبت به موسیقی روز« پاپ» پیدا کرد و با علاقه دو چندانی که در وی بوجود آمده بود به فراگیری ساز گیتار پرداخت.نواختن را با تکیه بر خود و بدون استاد شروع کرد،اما درهمان ابتدای کاربا مشکلات عدیده ای رو به رو شد.مخالفت خانواده بر حسب شرایط خانوادگی«محسن یگانه فرزند شهید می باشد»باعث شده بود فرصتی برای آموزش ساز گیتار زیر نظر اساتید مختلف را پیدا نکند،ولی این مانع کار نشد ومحسن یگانه با ذوق و علاقه و پشتکارعجیبی به نواختن گیتار ادامه داد تا جایی که در نوازندگی به حدی رسید که بتواند خود این ساز را آموزش دهد. در این میان تنها به ساز گیتار اکتفا نکرد و به سمت کیبورد و پیانو و فراگیری مهارت های فنی و موسیقی الکترونیک نیز روی آورد که به گفته خود یگانه به موفقیت های وی بعد ازعرصه خوانندگی،نوازندگی و ترانه سرایی می توان اضافه کرد. با این وجود شناخت بسیار خوبی از موسیقی الکترونیک بدست آورد اما با توجه به اینکه در این مورد آنچنان با فضای موسیقیایی قطعاتی که محسن یگانه به بازار عرضه کرده و مردم از او توفع دارند مطابقت ندارد به همین دلیل فقط برای ارضای روحی خودش به موسیقی الکترونیک می پردازد وکمتر از آن درقطعاتش استفاده می کند.درآخر به گفته محسن یگانه آرزویم موفق شدن دربازار الکترونیک دنیاست

 از زبان خودش

از اول در دوران بچگی تو فعالیت های فرهنگی و هنری زود موفق می شدم
تا اوایل دوران دبیرستان آدم موفقی بودم…

همه چی خوب بود تا شروع دبیرستان !
به خاطر ماموریت های مادرم چون استاد دانشگاه بود مجبور به سفر اراک شدم
افت شدید درسی داشتم ! بعد از اراک به شهر خودم برگشتم
بعد از یک سال به تهران آمدم و حدود ۱۰ ماه بم و یک سال ساری بعد در تهران دانشگاه قبول شدم و در تهران ماندگار شدم
بعد از فیلم پر پرواز در دوران دبیرستان تازه تفاوت بین سازها رو فهمیدم
من افتخار می کنم که خیلی دیر شروع کردم ولی موفق شدم و از کارای حرفه ای موزیک برمیام !
از اون موقع یک گیتار خریدم و شروع کردم به تمرین به صورت تجربی، بله تجربی ! چون خانواده ام زیاد علاقه ای نداشتند که موزیک به درسم ترجیح بدم چون مجبور بودم افت تحصیلی را جبران کنم، سخت درگیر درس شدم و وارد دانشگاه تهران در رشته مهندسی صنایع شدم
از همان لحظه ای که وارد دانشگاه شدم شروع به فعالیت های جدی در موسیقی نمودم و سریع کارامو ضبط کردم و اکثر کارای من از لحاظ حرفه ای ضعیف ولی از لحاظ احساسی قوی بودن !
( اردیبهشتی بودنم باید یه جایی به دردم بخوره دیگه )

تنهاییم

گرچه ما عاشق آن شیرین بیان عالمیم

عمری بیش نیستکه عاشق و دیوانه ایم

روزگار هم می رود اما به یاد ما نیست

هیچ کس جز یک نفر .آن هم به یاد ما نیست

(عارف)

یاس

خلاصه ی زندگی نامه یاس:

نام : یاسر

نام خانوادگی : بختیاری

لقب : یاس

سبک : رپ - اجتماعی- اعتراضی

تاریخ تولد : ۳۰/خرداد/۱۳۶۱

.:زندگی نامه یاس:.

پارسی
زندگی نامه یاس:
یاسر بختیاری در 30 خرداد 1361 در تهران متولد شد او در سن 16 سالگی ابتدا با گوش دادن به موسیقی رپ کار خود را آغاز کرد و این زمانی بود که پدرش از سفرهای تجاری اش از آلمان برگشت و برای او آخرین سی دی توپاک و سایر موسیقی های هیپ هاپ را آورد . پس از مرگ ناگهانی پدرش ، یاس با پذیرش مسئولیت خانواده و مراقبت از آنها مواجه شد . با بدهی هایی که پدرش برجا گذاشته بود به سختی قادر بود که از عهده خانواده و مخارج زندگی بر آید . یاس در سن 18 سالگی مجبور شد تمام آرزو های دانشگاه خود را کنار بگذارد و دانشگاه را ترک کند و شروع به کار نمود تا از کل خانواده حمایت نماید . این مقارن با زمانی بود که او شروع به نوشتن شعر نمود و سپس شعرها رابه موسیقی تبدیل کرد . این اولین راهی بود که او را با ذهن و فکر پدرش نزدیک میکرد . پس از زلزله بم در ایران ، یاس از جان باختن بسیاری از مردم ایران ( تقریباً 50 هزار نفر ) در این حادثه ، به شدت ناراحت شد و او آهنگ " بم " را برای اولین بار نوشت و این آغاز حرفه خوانندگی او بود . او تشخیص داد که از طریق موسیقی رپ می تواند به مردم نزدیک شود و می تواند به سادگی و ساده تر از تمام فرم های موسیقی که فقط شامل چند دسته خواننده و شعر است تمام منظور خود را بیان کند . و فهمید که از طریق موسیقی ، قادر است به مردم الهام ببخشد و الهام بخش میلیون ها جوان ایرانی باشد ، سپس او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را برای دولت مطرح کند و مجوز ارائه یک آلبوم را بگیرد . او از مقامات اداری سالیان زیادی پاسخ نشنید . او تلاش زیادی کرد و بارها و بارها سبک آهنگ های او را ( رپ ) مورد استهزاء قرار دادند تا جایی که می گفتند شبیه خواندن روزنامه است . تا زمانی که با تلاش های او ، برای 6 آهنگ از 10 آهنگ او ، مجوز توسط دولت جمهوری اسلامی صادر شد ، او گفت که من در آهنگ هایم نفرین نمی کنم و راجع به سکس و تخلفات چیزی نمیگویم ، من می خواهم با افتخار در جلوی خانواده ام آهنگ هایم را اجرا کنم ، آهنگ من معمولاً با گله و شکایات از جامعه آغاز میشود . اما پایان آن همیشه امید است . و اهمیت این کار ، الهام بخشیدن به نسل جدید است تا از بهترین قوه پتانسیل و نهفته ی خود بهره بگیرند . در ضمن ما به این نیاز داریم و به این ترتیب در طول مدت کوتاهی یاس توانست از خواندن در جلوی یک دسته ی کوچک از مردم برای تمام ایران بخواند . موسیقی و آهنگ های او ، هم اکنون به وسیله ی میلیونها نفر دانلود می شود و به آن گوش می دهند و در وبسایت ها و پرشین بلاگ های مختلف می توان آنها را دید . در سال 2006 ، یاس آهنگ " سی دی رو بشکن " را نوشت و این درباره یک هنرپیشه ی زن ایرانی بود که قربانی لو رفتن فیلم شخصی خود شده بود . رسوایی کار این قربانی تا جایی پیش رفت که او کار خود را از دست داد . در آواز های یاس ، افرادی مورد انتقاد قرار گرفتند که در پخش کردن رسوایی مردم دخیل بودند و از آنها خواست تا این کار شرم آور را متوقف کنند . این آهنگ ، باعث شد تا جوانان ایرانی تکانی بخورند و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که این کار ( پخش سی دی ) را کنار گذاشتند و سی دی مذکور را شکستند . این آهنگ به وسیله میلیونها نفر فقط در ایران گوش فرا داده شد و دانلود گردید . آهنگ های یاس از آب های بین المللی نیز فراتر رفته و هم اکنون صدای نسل جدید چه در ایران و چه در خارج شده است و البته اغلب به او " توپاک فارسی " لقب داده اند . آهنگ " هویت من " با افتخار میراث فارسی توسط او خوانده شد و یاد آور فیلم جنجال بر انگیز 300 بوده است . این آهنگ به نوعی سوال و جواب ملی بوده که برای نسل های جوانتر به ویژه یهودیان ایرانی که مایلند تا خود را به فرهنگ و تاریخ غنی ایران ربط دهند بوده است . موسیقی او دارای یک فرم استاندارد جدید برای رپ فارسی می باشد و الهام گرفته از بسیاری از رپرهایی است که با پیام های مثبت و پر مفهوم وارد موسیقی می شوند . او با سایر موسیقیدانان همکاری دارد و قصد او معرفی رپ فارسی به جهان است . ضمناً یاس پیام امید و وحدت خود را به همه ی دنیا فرستاده است و به وسیله رسانه های گروهی جهان از او مصاحبه به عمل آمد که شبکه CNN و BBC و نشنال جغرافیا از آن جمله هستند . او همچنین قراردادی را با شرکت نشر موسیقی آمریکا " مدیبیا " به امضا رساند . انتشارات اِور گرین ( همیشه سبز ) ( اورگرین ، خانه ی آخرین کاتالوگ توپاک شاکور است که به وسیله آن مجوزی برای آواز خانی یاس و توپاک برای نشان دادن پل فرهنگی میان آن ها صادر شد

عکس روز ناسا

عجیب




بفرما قهوه


33613.aspx (450×500)
33614.aspx (450×529)
33615.aspx (450×500)
33616.aspx (450×500)
33618.aspx (450×500)
33619.aspx (450×500)

33621.aspx (450×500)


33624.aspx (450×418)

راهیان زور

چند روزه که تو مدرسه بحث اردوی راهیان نوره .

به قول بچه ها راهیان گور.

خیلی ها گفتند که نمیان.

مگه یه مشت خاک دیدن داره .

دم کسایی که جنگیدن گرم ولی ما دوست نداری اونجارو ببینیم.

چند روزی به همین بحث ها گذشت شد امروز.

سر جلسه ی امتحان نشسته بودیم گفتند مدیر داره میاد.

ــــ یاحسین مراقبمون نباشه..... نه بابا

ـــــــ آقایون همه رضایت نامه ی اردو رو فردا بایید بیارن .

حضور شما الزامی هست اما اجباری نیست!!!!!!!

این یعنی چی؟

راهیان نور یا زور یا گور

شیوانا


برفها آب شده بودند و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. فصل یخبندان تمام شده بود و کم کم اهالی دهکده شیوانا می توانستند از خانه هایشان بیرون بیایند و در مزارع به کشت وزرع بپردازند. همه از گرمای خورشید بهاری حظ می کردند و از سبزی و طراوت گیاهان لذت می بردند ...

در آن روز، شیوانا همراه یکی از شاگردان از مزرعه عبور می کرد. پیرمردی را دید که نوه هایش را دور خود جمع کرده و برای آنها در مورد سرمای شدید زمستان و زندانی بودن در خانه و منتظر آفتاب نشستن صحبت می کند.

شیوانا لختی ایستاد و حرفهای پیرمرد را گوش کرد و سپس او را کنار کشید و گفت:"اکنون که بهار است و این بچه ها در حال لذت بردن از آفتاب ملایم و نسیم دلنواز بهار هستند، بهتر است روایت یخ و سرما را برای آنها نقل نکنی! خاطرات زمستان، خوب یا بد، مال زمستان است. آنها را به بهار نیاور! با این حرف تو بچه ها نه تنها بهار را دوست نخواهند داشت بلکه از زمستان هم بیشتر خواهند ترسید و در نتیجه زمستان سال بعد، قبل از آمدن یخبندان همه این بچه ها از وحشت تسلیم سرما خواهند شد.

به جای صحبت از بدبختی های ایام سرما، به این بچه ها یاد بده از این زیبایی و طراوتی که هم اکنون اطرافشان است لذت ببرند. بگذار خاطره بهار در خاطر آنها ماندگار شود و برایشان آنقدر شیرین و جذاب بماند که در سردترین زمستان های آینده، امید به بهاری دلنواز، آنها را تسلیم نکند. پیرمرد اعتراض کرد و گفت :"اما زمستان سختی بود"

شیوانا با لبخند گفت:"ولی اکنون بهار است. آن زمستان سخت حق ندارد بهار را از ما بگیرد. تو با کشیدن خاطرات زمستان به بهار، داری بهار را نیز قربانی می کنی! زمستان را در فصل خودش رها کن!


لئوناردو داوینچی هنگام كشیدن تابلوی شام آخر دچار مشكل بزرگی شد: می‌بایست نیكی را به شكل عیسی و بدی را به شكل یهودا، از یاران مسیح كه هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند، تصویر می‌كرد. كار را نیمه تمام رها كرد تا مدل‌های آرمانیش را پیدا كند.

روزی در یك مراسم همسرایی، تصویر كامل مسیح را در چهره یكی از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی برداشت.

سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبأ تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نكرده بود. كاردینال مسئول كلیسا كم كم به او فشار می‌آورد كه نقاشی دیواری را زودتر تمام كند.

نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده‌پوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا كلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت.

گدا را كه درست نمی‌فهمید چه خبر است، به كلیسا آوردند: دستیاران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی‌تقوایی، گناه و خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری كرد.

وقتی كارش تمام شد، گدا، كه دیگر مستی كمی از سرش پریده بود، چشم‌هایش را باز كرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه‌ای از شگفتی و اندوه گفت: «من این تابلو را قبلأ دیده‌ام!»

داوینچی با تعجب پرسید: «كی؟»

- سه سال قبل، پیش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی كه در یك گروه همسرایی آواز می‌خواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت كرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم !!!!»

داستانک

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.

روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.
فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.
فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.
پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟

شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.


بی ربط


یه روز یه رشتیه...

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه

 کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.


یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد، از

شدت عمل به خشم می آمد.


یه روز یه قزوینی...

به نام علامه دهخدا ؛
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی

برای ما بر جا نهاد.


یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی ...

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو

شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم! و

اینجوری شادیم!

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل

اطمینان و متفاوتی است.

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

آنقدر این ایمیل را بفرستیم و

بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به

هر هموطن(آنكه در دیده ما جا دارد) در ما بمیرد

و با هم یكی باشیم

مثل همیشه،

مثل زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار

باتشکر از مجتبی

خط سینما

پیمان معادی

(نادر)پاکستانی می شود!

معادی قرار است در سریال (عدالت کیفری)که بر اساس یک سریال انگلیسی که به همین نام

ساخته شده.نقش یک پدر دلسوز پاکستانی را ایفا کند.شبکهHBOدستور ساخت این سریال را صادر کرده است.

معادی که این روز ها سرنوشت اکران فیلمش در همان هاله ی مشهور ابهامقرار دارد.می خواهد

با یک دوجین با زیگر از ملیت های مختلف همراه شود

3D Painting

به این میگن خلاقانه . مگه نــــه ...









!!جوجه کوچولو!!

کی از این ها میخواد




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



یه اسم واسشون انتخاب کنید
(تو قسمت نظرات می بینمشون)

سایپا مطمئن !!

                                                         محصول جدید از سایپا

نقاشی بر رویه پر

                                           !! الان من واقعا موندم ، آخه ذوق و خلاقیت تا چه حد !!


                                      

روز های هفته به زبان پارسی

آیا میدانستید که در ایران باستان و در آئین پنج هزار ساله مهر(میترائیسم) روز یکشنبه مهرشید نام داشته که منظور از مهر میترا یا مهر خدای بزرگ آئین میترائیسم و معنی شید آفتاب و روشنایی میباشد یعنی

مهرشید روز مهر و آفتاب یا روشنایی بوده و امروزه در تقویم میلادی این روز sunday نام دارد که دقیقا به معنی روز آفتاب میباشد . و اینک بقیه روزهای هفته:


کیوان شید = شنبه
مهرشید = یکشنبه
مه شید = دوشنبه
بهرام شید = سه شنبه
تیرشید = چهارشنبه
هرمزشید = پنجشنبه
ناهیدشید یا آدینه = جمعه



اینک با بررسی ریشه های این واژگان به این برآیند ساده میرسیم:

کیوان شید = شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان
------------------------------------------------------------------
مهرشید = یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = خور (خورشید) = مهر
------------------------------------------------------------------
مه شید = دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon
= ماه
------------------------------------------------------------------
بهرام شید = سه شنبه
Tuesday = Tues + day
Tues =
god of war = Mars = بهرام
------------------------------------------------------------------
تیرشید = چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes =
day of Mercury = Mercury = تیر
------------------------------------------------------------------
هرمزشید = پنجشنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
------------------------------------------------------------------
ناهیدشید یا آدینه = جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهی

باور کنید به دور از تعصب میگویم تمامی دنیا وامدار نیاکان ما میباشد.
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

واقعا نوشیدن با این لیوان ها یه صفایه دیگه ای داره :-)

(عکس از ایران ویج )